۱۳۸۷ مرداد ۱۵, سه‌شنبه

قوم کرد

قوم کرد؛ در
كوه ها و دره های ميان عراق و ارمنستان به ويژه در 60 كيلومتری شمال
باختری موصل درعراق كه امروزه ‹‹ زخو››
ناميده می شود، ساكن بوده اند. گفته می شود اصطلاح كردستان را سلجوقيان
برای تمايز نواحی كردنشين از ولايت جبال عراق وضع كرده اند که سرزمين های
بين آذربايجان و لرستان و قسمتی از اراضی سلسله جبال زاگرس را كه مركز آن
در ابتدا ناحيه بهار (در 18 كيلومتری شمال باختری همدان) و بعدها چمچال در
نزديكی كرمانشاه امروزی ذکر شده، در بر می گرفته است.


قلعه ها و استحكامات كردها در بين سال های 16 تا
20 هـ . ق به تصرف اعراب در آمدند. کردها درخلال سال های فتح ايران به دست
اعراب، همواره در نقاط مختلفی چون فسا، دارابجرد، زور و دارآباد در دفاع
از ايران زمين شرکت داشته اند. اقوام کرد ، همواره از پيشتازان قيام در
برابر ظلم و ستم دستگاه خلافت اموی و عباسی بودند. قيام ها و شورش های سال
های 90 و 148 هـ . ق کردهای فارس و موصل، که به ترتيب به دست حجاج ابن
يوسف ثقفی و خالد برمكی سرکوب شدند، گواهان اين مدعايند.


در حمله کردها به اطراف اصفهان و فارس (231 هـ.
ق)، يكی از سرداران ترک خليفه به نام وصيف پس از پيروزی بر اين مناطق،
نزديک به پانصد نفر از افراد آن جا را به اسيری به عراق برد. در قرن های
چهارم، پنجم و ششم هجری، شداديان كه كرد و از قبيله روادی بودند، حكومت
های مستقلی را در نواحی كردنشين تشكيل دادند. دولت معروف ايوبی در مصر و
شام نيز برخاسته از همين خاندان است. در دوران زمام داری شرف الدوله ديلمی
( 372 – 379 هـ ‌. ق) پيكار او با بدر بن حسنويه در كرمانشاه
يكی از رويدادهای مهم است كه به پيروزی بدر و تسلط وی برعراق عجم و شكست
شرف الدوله منجر شد. با کشته شدن بدر بن حسنويه در سال 405 هـ . ق به دست
طايفه ای كرد به نام ‹‹جورقان››، شمس الدوله
پسر فخرالدوله ديلمی بلافاصله شاپورخواست (خرم آباد)، دينور، بروجرد،
نهاوند، اسد آباد و قسمتی از اهواز را ضميمه قلمرو خود كرد.


شهرهای كردستان درزمان حمله مغول از قتل و غارت
مصون نماند و در زمان تيمور و تركمانان قره قويونلو و آق قويونلو، كردستان
و «ديار بكر»، ميدان تاخت و تاز سپاهيان تيمور و تركمانان شد.


با تشكيل سلسله زنديه، ‌برای نخستين بار
درتاريخ ايران؛ سلسله ای كرد نژاد به سلطنت رسيدند. در اواخر اين سلسله
طايفه دنبلی - يكی از طوايف كرد – نيز قسمتی از آذربايجان غربی را
اشغال کرد و خوی را به عنوان مرکز حکومت خود برگزيد. در سال 1878 ميلادی
شيخ عبيدالله نقشبندی تحت حمايت دولت عثمانی به فكر تاسيس كردستان مستقل
افتاد. به اين ترتيب در سال 1880 ميلادی طرفداران وی، اطراف اروميه،
ساوجبلاغ، مراغه و مياندوآب را به تصرف خود درآوردند و سپاهيان ايران به
زحمت توانستند تجاوز آنان را دفع كند. از ديگر شورش ها می توان به شورش
قاضی محمد در سال 1946 ميلادی اشاره کرد. وی هم زمان با حضور قوای متفقين
در ايران و با حمايت علنی و موثر دولت شوروی، همانند فعالیت های فرقه
دموکرات در آذربایجان به رهبری جعفر پیشه وری , که این فرقه نیز توسط دولت
کمونیست اتحاد جماهیر شوروی تاسیس شده و مورد حمایت کامل آنها بود ,
جمهوری خلق كردستان را به مركزيت مهاباد تشكيل داد، که پس از تخليه كامل
ايران از قوای متفقين و دشواری و کاهش حمایت های شوروی از دموکراتهای
آذربایجان و کردستان و اعزام ارتش دولت مركزی به نواحی آذربايجان و
كردستان، اين شورش و جمهوری ناشی از آن نيز از هم پاشيد. کردستان همواره
به دلیل شورش ها و بیم خطرحکومت مرکزی ازآنان؛ مورد بی مهری حکومت های وقت
بود.

هیچ نظری موجود نیست: