با پیر شدن کمتر انتظار لذتهای جوانی را داریم . شاید برداشت ما از پیری نگرانمان می سازد . احساس من می گوید این پیری و مرگ نیست که ما را می ترساند ، بلکه امکان تنها شدن و مورد بی مهری قرار گرفتن است که باعث هراس ما می گردد . آنچه ما را می ترساند این است که روزی ، کسانی که دوستشان داریم با ما برنامه ریزی نکنند ، بلکه برای ما برنامه ریزی کنند . کم شدن موها ، چروکیده شدن پوست و گامهای آهسته دلایل واقعی برای ترس از پیری نیست ، حقیقت این است که امکان از دست دادن عشق مارا می ترساند .
لازم نیست دوران پیری ما بالش خاطرات انبار شده عشقی باشد که در روشنی پس از غروب یک عمر زندگی کامل بتوان روی آن آرمید . ما همچنان عاشقانی با همان نیازهای همیشگی باقی می مانیم ، هر چند ظاهرمان چیز دیگری بگوید . ما تا لحظه مرگ به دوست داشتن و دوست داشته شدن نیاز داریم .
" تازمانی که انسان بتواند ستایش کند و دوست بدارد جوان می ماند . "
پابلو کاسالز
لازم نیست دوران پیری ما بالش خاطرات انبار شده عشقی باشد که در روشنی پس از غروب یک عمر زندگی کامل بتوان روی آن آرمید . ما همچنان عاشقانی با همان نیازهای همیشگی باقی می مانیم ، هر چند ظاهرمان چیز دیگری بگوید . ما تا لحظه مرگ به دوست داشتن و دوست داشته شدن نیاز داریم .
" تازمانی که انسان بتواند ستایش کند و دوست بدارد جوان می ماند . "
پابلو کاسالز

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر