از تفريحات ديگري که در عصر «ناصرالدينشاه» معمول شده بود، بازي «چراغ خاموش کن» بود. در اين باره «تاجالسلطنه» دختر اين پادشاه در خاطراتش چنين مينويسد:
«پدر من مقصود عظيمي از اين بابت داشت. اولأ ميخواست از داخلهي حرمسرا کاملأ مستظهر باشد. ديگر آنکه ميخواست بداند کداميک از خانمها با هم دشمني دارند. اين بهترين وسيله براي فهم اين کار بود. اين بازي عبارت بود از خاموش کردن چراغ و زنان در تاريکي حکم قطعي در آزادي داشتند تا با يکديگر برخورد کنند، همديگر را کتک زده يا ببوسند و وقتي چراغ روشن ميشد، هر کس به همان صورت که بود، ديده ميشد. در پايان کار مجروحين مورد الطاف ملوکانه قرار ميگرفتند و اشخاصي که لباسشان پاره و بيمصرف شدهبود با اعطاي پول لباس، سرفراز ميشدند.»
مجالس شبنشيني نيز همه هفته از سوي شاه برقرار ميشد. در غروب، زنان براي گردش در باغ، آماده ميشدند که معمولأ بزمي نيز پس از آن فراهم ميشد. شرکت در کليهي اعياد ملي، مذهبي و عزاداريها نيز از جملهي تفريحات زنان اندرون بهحساب ميآمد.
در دوران قاجاريه، تهران در ايام عزاداري ماه محرم، تبديل به يک عزاخانهي بزرگ ميشد. همراه با اين مجالس، تکيههايي براي زنان اندرون تشکيل ميشد که از در بزرگ تا در تکيه دولت را پردهاي توري ميکشيدند و خياباني به اندازهي سه متر را به خانمهاي حرم اختصاص ميدادند که با ميهمانانشان از آنجا ميگذشتند.
طبقهي اول تا طبقهي سوم تکيه، متعلق به زنان بود. موضوع از اين قرار بود که خانمهاي حرمسرا و ميهمانانشان، در طبقهي اول و دوم مستقر ميشدند و سپس نوبت خدمهي حرم بود که در طبقهي سوم جا بگيرند.
پس از ورود خانمها به تکيه، در، کاملأ بسته ميشد تا چشم نامحرم به آنان نيفتد. غرفهي شاه در قسمت روبرو قرار داشت تا به همه جا و همه کس مشرف باشد. او با دوربين به تماشاي مراسم و افراد حاضر در تکيه ميپرداخت. در کنار شاه، جايگاه عموها، مقامات درجه اول مملکتي و وزير مختار روسيه و انگليس بود. سمت چپ او، جايگاه مادر شاه، همسران درجهي اول او و همسر وزير مختار روسيه و انگليس بود. اين مراسم تا روز عاشورا ادامه داشت.
علاوه بر آنچه تا بهحال گفته شد، هر يک از خانمهاي طراز اول حرم، همچون «انيسالدوله» و «شکوهالسلطنه» در خانههاي خود مجالسي برپا ميکردند که در پايان مجلس عزاداري و شنيدن ذکر مصيبت، به خوردن برنج و عدس بوداده و کشيدن قليان ميپرداختند.
در ماه رمضان، شبزندهداريها تا صبح ادامه مييافت. ادارات دولتي در اين ماه به جاي روز، در شب کار ميکردند و بساط افطار در دربار گسترده ميشد. در اندرون نيز مجلس وعظ برگزار ميشد که خانمها از پشت پرده، سؤالات خود را مطرح ميکردند. پس از افطار، زنان تا سحرگاه را به شوخي و صحبت ميگذراندند.
اعياد ملي و مذهبي با شکوه بسيار در اندرون برگزار ميشد. چنان چه در زمان «ناصرالدينشاه»، علاوه بر اعياد ملي و مذهبي، روز تولد شاه و عروسيهايي که در اندرون برگزار ميشد، بر تعداد روزهاي جشن و سرور ميافزود. در کليهي اين جشنها، شاه به فراخور حال و مقام افراد به آنها هدايايي ميداد.
معمولأ شاهان قاجار در سفرهاي داخلي، زنان خود را همراه ميبردند. اما در سفرهاي خارجي بهدليل تفاوت چشمگيري که در نحوهي زندگي آنها با محيط خارج از کشور بود، از بردن آنها خودداري ميکردند. فقط يکبار ناصرالدينشاه»، در سفر اول خود به خارج از کشور، «انيسالدوله» و «عايشه خانم» را همراه برد، اما در «مسکو» به صلاحديد صدر اعظم، آنها را به تهران بازگرداند. سوگلي شاه که سخت ناراحت شده بود سوگند ياد کرد که از صدر اعظم انتقام بگيرد. چون صدراعظم به تهران بازگشت، «انيسالدوله» با کمک دشمنان او ، موجب برکناري وي شد.
اما همانطور که گفته شد در سفرهاي داخلي شاه، همراه با همسران خود، خدم و حشم و وسايل مورد نياز به سفر ميرفت. دکتر «فوريه» پزشک مخصوص «ناصرالدينشاه» که در سفرهاي شاه ، او را همراهي ميکرد، گوشهاي از آنچه را که در اين سفرها ديده اين گونه نقل ميکند:
«… باوجود اينکه زياد دور نشدهبوديم، «ناصرالدينشاه»، قريب به پانصد زن، همراه خود داشت. منظرهي سانِ ايشان که در سي کالسکه و هفده تخت روان، حرکت ميکردند، خالي از غرابت نبود. در اين کالسکههاي عهد عتيق، غالبأ چهار زن مينشستند ولي تخت روان گنجايش دو نفر را به حال چهارزانو دارد و اگر پستي و بلنديهاي راه و لغزيدنهاي قاطر نباشد، يکنفر به راحتي ميتواند بخوابد .
هفت تیر ۷tir.com

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر